تبليغاتX
رخت ها را بکنیم : آب در یک قدمی است ...
 

وکیل مدافع شیطان

       

                    3

                      وکيل مدافع شيطان؛پاسخي از شيطان!      

 
اين کيست که در درون، مي‌انديشد، سخن مي‌گويد، تصميم مي‌گيرد، برمي‌گزيند، فرمان مي‌دهد و...؟! اگر آن تنها منم، پس به چه سبب او متفاوت حرف مي‌زند، متناقض فکر کرده و رفتار مي‌کند، گوناگون امر کرده و مهم‌تر از همه شک مي‌کند؟

اگر او تنها يکي‌ست، پس به چه جهت گاه بازخواست کرده و گاه چشم‌پوشي مي‌کند، زماني اعتراف کرده و زماني انکار مي‌کند و لحظه‌اي مصمم رفتار کرده و لحظه‌اي ديگر وسوسه مي‌شود، هم لذت برده و هم متنفر مي‌شود، و گاه بي‌شرمي کرده و گاه شرمنده و منزجر مي‌شود؟! او خداست يا شيطان؟ اين روح معنايي‌ست که در «وکيل‌مدافع شيطان» مدام قل زده و مي‌جوشد.
حقايقي که با بستن ديدگان بر روي‌شان نمي‌توان ناديده‌شان گرفت يا تحت تأثير آن‌ها نبود: در هر لذتي، هر کاميابي، هر خواستن و توانستني در زندگي، همواره ردپاي شيطان هست، همان‌گونه که حضور خداوند مستتر است! بشر فرزند شيطان نيز هست، همان‌سان که روح خدايي نيز در اوست. از همان روي است که لوماکس فرزند مادري‌ست با تمايل به خير و در عين حال فرزند پدري‌ست به نام شيطان، که فرزندان متعددي دارد. او نه مي‌تواند هيچ يک را انکار کند و نه مي‌تواند نسبت به آن‌ها بي‌تفاوت باشد. ما در هر انتخاب، هر تصميم و مهم‌تر از همه، هر ترديدي برمي‌گزينيم: خداگونه يا شيطان‌گونه خواستن را؟! آن گزينشي نيست که يک بار براي هميشه صورت گيرد، بل معنايي‌ست که در هر گزينشي مدام بازآفريني مي‌گردد.

 

«لوماکس»، وکيل مدافعي‌ست که تاکنون در هيچ محکمه‌اي شکست نخورده است و اين براي او افتخاري‌ست و براي مجرمان منتفذ فرصتي است تا از او براي رسيدن به اهداف‌شان استفاده کنند. به لوماکس پيشنهاد کار با گروهي در نيويورک مي‌شود و او به همين جهت، مسافرتي به نيويورک مي‌کند. هنگامي که لوماکس سمت جايي مي‌رود که «ملتون» اقامت دارد، با نزديک‌شدنش، درها خودبه‌خود بازمي‌شوند، که استعاره‌اي است از نيرويي فوق بشري که در آن مکان سکونت دارد. او ملتون را ملاقات کرده و درباره‌ي کارهاي آينده و امکان و نحوه‌ي همکاري‌شان با يکديگر به گفت‌وگو مي‌نشينند. هنگامي که ملتون دري را در پشت‌بام خانه مي‌گشايد که منظره‌ي زيبايي را به نمايش مي‌گذارد که تمامي دنياي پر زرق و برق مادي را روي آب نشان مي‌دهد، استعاره‌اي است از اين که آن‌ها «سرابي» بيش نيستند؛ چيزهايي که موجب جلب نظر لوماکس مي‌شود. زماني که صحبت از مسائلي مي‌شود که بايد حل شوند تا لوماکس بتواند با ملتون همکاري کند، ملتون به او مي‌گويد پول آسان‌ترين بخش آن است. در اين ديالوگ، ملتون آگاهي خود را نسبت به معيارها و موانعي اظهار مي‌دارد که ذهني و رواني‌ست و بسيار از موانع مادي، ريشه‌دارتر و تعيين‌کننده‌تر است و انسان غالبن از آن آگاه نيست، همان طور که لوماکس نمي‌دانست.

لوماکس همسرش، «ماريان» را نيز به جايي مي‌آورد که قرار است در آن جا کار و زندگي کنند. دورنماي آن نوع زندگي، نظر ماريان را نيز به خود جلب مي‌کند، در حالي که آن‌ها هنوز از آن چه در ديگرسوي آن خفته، بي‌خبرند.
ملتون به ماريان ياد مي‌دهد که چگونه ظاهر خود را آراسته سازد تا از آن به عنوان طعمه‌اي براي نيل به نيات دروني خويش استفاده کند. ملتون به خاطر اين که لوماکس ارضاء غرايزش را تحقق بخشد، کليدي را در اختيار لوماکس مي‌گذارد.

ماريان، در معاشرت با برخي از زناني که از همکاران و دوستان گروه ملتون هستند، چهره‌ي ديگر آنان و در حقيقت چهره‌ي ديگر سراب‌هايي را مي‌بيند که مجذوب‌شان شده بود! در بخش‌هايي که نحوه‌ي ارتباط لوماکس با ماريان را به تصوير مي‌کشد، مي‌کوشد تا آن‌چه را که پس از آن در نظر ماريان، چندش‌آور و ناپسند شمرده مي‌شود، به حساب تفکر متحجر يا سنتي وي گذاشته نشود. او احساس تنفر خويش را از زندگي کنوني‌شان به لوماکس ابراز مي‌کند و از وي مي‌خواهد که آن را رها کرده و به زندگي سابق‌شان برگردند. اما لوماکس مخالفت مي‌کند.

لوماکس هنگامي که در کليسا در مراسم تدفين شرکت مي‌کند، مجرماني را مي‌بيند که او از آنان دفاع کرده و آن‌ها بي‌گناه شناخته شده‌اند، در حالي که او به وضوح مي‌داند که آن‌ها گناه‌کارند. هنگامي که مي‌خواهد روي خود را از ايشان برگرداند، دو سوي او دو زن نشسته‌اند، که نگاه لوماکس با رسيدن به چهره‌ي آنان نمي‌تواند روي از پليدي‌هايي بردارد که خواهان نديدن‌شان است. اين نما به خوبي، به گونه‌اي استعاري تشريح مي‌کند که آن چه مانع از آن مي‌شود تا لوماکس گناهاني را ترک گويد که از آن‌ها متنفر است، شيريني و لذت طعمه‌هايي است که در اين راه براي وي گذاشته شده و او با برخورد با آن‌ها ناگزير به ادامه‌ي راه است. لوماکس در گام بعدي، از جايي که آن دو زن در دو سوي او نشسته‌اند، برپا خاسته و مي‌رود و نشان مي‌دهد براي ترک آن گناهان، فراموش کردن اين طعمه‌ها ضروري است.

ماريان از آن چه در ارتباط بين ملتون و او گذشته است، «منزجر»، «پريشان» و «فروريخته» است. آن چه بيش‌تر او را آزار مي‌دهد، احساسات دوگانه‌اي است که در آن تماس برايش به وقوع پيوسته است. او از يک طرف از اتفاقي که افتاده منزجر بوده و آن را شرم‌آور مي‌داند و از طرف ديگر، جسمن از آن متلذذ شده است!؟ همين پارادوکس در درون اوست که موجب فروپاشي روحي و رواني او شده است؛ پارادوکسي از احساسات متناقض که نخستين بار «زن» است که در درون خود با آن مواجه مي‌شود و براي ادامه‌دادن ناگزير است تا با آن کنار بيايد. بدين جهت است که ابتدا اين زن بود که با شيطان مواجه شد و با همين «کنار آمدن» بود که اين استعاره شکل گرفت که در ابتدا شيطان، زن را «فريفت»!؟

با گذشت زمان لوماکس با جناياتي مواجه مي‌شود که ملتون يا گروهش مرتکب شده‌اند. از اين روي براي شناختن ملتون و سپس کشتن او به اقامتگاهش مي‌رود. پس «جست‌وجوي دروني انسان براي تشخيص هويتش» آغاز مي‌شود. هزاران سال تاريخ بشري پر است از بازآفريني مداوم گزينش آن دو، شيطان يا خدا!؟ آن کس که در انديشه‌ي آن است تا خويشتن را با يک بار گزينش، طرفدار يکي از آن دو بپندارد، هنوز معناي خلقت شيطان و موجوديت خداوند را درک نکرده است!؟ به همان سبب است که لوماکس با آن که در انديشه‌ي خود تا انتهاي راهي را مي‌بيند که اگر سوي شيطان را بگيرد، به وقوع خواهد پيوست ـ همچون خودکشي همسرش و آشفتن زندگي‌اش ـ ولي باز در نماي انتهايي فيلم، جايي که دفاعيه‌ي ناحق خود را از موکلش پس مي‌گيرد، مجددن در مقابل وسوسه‌اي جديد از يک پيشنهاد مي‌گويد که «با من تماس بگير»!؟ اما با اين همه، اين دور جاودانه نيست و با مرگ انسان، فرصت شيطان درون به پايان مي‌رسد، همان‌گونه که لوماکس با شليک گلوله به مغزش، موجب سوختن و نابودي وسوسه‌ها و شيطان وجودش مي‌شود. اما تا هنگامي که زندگي به مفهوم اين جهاني آن هست، مبارزه‌ي شيطان و خداوند در درون ما و تجلي آن در دنياي بيرون ما پاياني ندارد. لوماکس هنگامي که در دادگاه مي‌خواهد از مجرمي دفاع کند که وکيل‌مدافع اوست با چنين تشکيکي روبه‌رو مي‌شود. آيا او حقيقتن و کاملن مقصر است، يا آن کس که خود را کاملن قرباني يک تجاوز مي‌پندارد، در بخشي از آن گناه سهيم است؟ همان‌گونه که دانش‌آموز شاکي در دادگاه، ماريان و لوماکس چنين درمي‌يابند. آيا هنگامي که تصور مي‌کنيم شخصي را حقيقتن دوست داريم، آن کاملن پاک و والاست يا از چهره‌اي نامقدس و شيطاني نيز برخوردارست؟! تعويض چهره‌ي زن لوماکس با زناني ديگر نيز درصدد القاء همين پيام است: هر کس که خويشتن را قرباني شيطنتي مي‌پندارد، خود نيز کاملن از آن مبرا نيست و در حقيقت قرباني نيز به سبب شيطان وجودش، در تحقق آن وسوسه شريک است، همان‌طور که ماريان، دامن خود و دستان کودکي را ـ که به ناگاه در اتاقش مي‌بيند ـ چنان آلوده مي‌يابد؛ ولي در عين حال متجاوز و قرباني از تفاوتي نيز برخوردارند. قرباني با اين که از طريق تحقق آن شيطنت، در درونش از آن متلذذ مي‌شود، اما از طريق بخش خدايي وجودش، نهي شده و دچار عذاب وجدان مي‌گردد. علت درهم‌ريختگي دروني قربانيان نيز به‌وقوع پيوستن همان تضاد بين خداوند و شيطان درون است. علت تمامي سردرگمي‌ها و عذاب‌هاي لوماکس، ماريان (همسر لوماکس)، مادر لوماکس و جملگي ما ـ در طي زندگي ـ نيز همين است. آن که تفوق را به خداوند وجودش مي‌دهد، داراي روحي خدايي و آن که برتري را به شيطان مي‌دهد، داراي وسوسه‌هاي شيطاني شناخته مي‌شود، درحالي که هر يک بخش ديگري را در درون خويش دارند که به شکلي مغلوب و سرکوب‌شده به سر مي‌برد.

اما هنگامي که کسي را حقيقتن مقصر مي‌دانيم و در آن هنگام جانبش را مي‌گيريم، وضع چگونه است؟ هنگامي که به چيزي باور داريم، ولي به دليل منافع شخصي، پيروزي يا هر دليل ديگري، آن را کتمان مي‌کنيم، يعني به نجواي شيطان پاسخ گفته‌ايم و وقتي آن چه را که درست مي‌انگاريم با وجود آن که موجب شکست ما شود، مي‌پذيريم، يعني از خداوند وجودمان حکم کرده‌ايم! وکيل‌مدافع شيطان، آن را با انتخاب‌هايي به نمايش مي‌گذارد که دفاع يا عدم دفاع از کساني را محقق مي‌سازد که مي‌داند مجرم‌اند، و اگر از آن‌ها دفاع نکند، شکست خواهد خورد و اين تاوان آن گزينش است و اگر دفاع کند، برخلاف اعتقاد خود عمل کرده است و پيروزي ثمره‌ي آن گناه است. «وکيل‌مدافع شيطان» با نکته‌سنجي مي‌گويد گناهان از دستاوردي برخوردارند، که انسان را به سوي خود جذب مي‌کنند و اگر فوايد گزينش‌هاي شيطاني ناديده گرفته شوند، همانا حقايقي انکار شده‌اند و با ناديده گرفتن‌شان از بين نمي‌روند!!

 

هنگامي که لوماکس با ملتون مواجه مي‌شود، چهره‌ي حقيقي ملتون برايش هويدا مي‌شود. ملتون به او مي‌گويد که اسامي مختلفي دارد!؟ با اندکي بازنگري در گذشته کافي‌ست تا هويت او را دريابيم: ملتون مدام با تک‌تک افراد سخن مي‌گويد و آن‌ها را در تحقق اهداف‌شان راهنمايي مي‌کند. همان‌طور که «شيطان» در درون‌مان با تک تک ما پچ‌پچ مي‌کند و براي تحقق تمايلات دروني‌مان از نجواي او کمک مي‌گيريم!! ملتون به تمامي زبان‌ها آشناست و با هر کس به زبان او سخن مي‌گويد و اين همان ويژگي شيطان است که آن را از موجودي خاص به «معنايي عام» مبدل مي‌کند که در طول تاريخ با تمامي انسان‌ها به زبان‌شان و در حقيقت در انديشه‌شان گفت‌وگو مي‌کند. حضور ملتون در کليسا به همراه گناه‌کاراني که توجهي به باورهاي ديني ندارند، ولي در آن مکان‌ها حضور به هم رسانده و در مراسم نيز با کمال احترام شرکت مي‌کنند، نگاهي عميق به نيکي و پليدي‌ست که تأويل ابتدايي از شيطان و گناه را کنار زده و به خوبي نشان مي‌دهد که حضور يا عدم حضور در مکان‌هاي مقدس، هرگز دليلي براي آن نمي‌شود که انسان جانب شيطان را مي‌گيرد يا سوي خداوند را، بلکه تنها معناي نهفته در گزينش‌هاي ماست که تعيين‌کننده‌ي حقيقي جايگاه آن‌هاست. چراکه حتا شيطان نيز خود از کساني‌ست که به کرات در مکان‌هاي مذهبي پرسه زده است.

اما پرسش بعدي آن است که چه کسي قادر است کليدي را در اختيار انسان قرار دهد تا ارضاء غرايزش را تحقق بخشد؟ کليد در اختيار اوست و تنها عزم انسان براي تحقق آن کافي‌ست تا شيطان هديه‌ي خويش را به انسان ارزاني دارد.
اما با اين همه، انسان مجبور به اطاعت از شيطان نيست، تنها اختيار گزينش وسوسه‌ي آن، به انسان سپرده شده است! همان‌سان که شيطان به لوماکس مي‌گويد، که او را مجبور نکرده است؛ حتا به او گفته شايد زمان باخت تو فرا رسيده است، ولي لوماکس با عصبانيت مي‌گويد: «من هرگز بازنده نيستم، اين کار من است». و شيطان به آرامي پاسخ مي‌دهد که اين تمام حرف من است. انسان است که همواره بنا به دليلي به شيطان روي مي‌آورد وگرنه وسوسه‌ي او در انسان کارگر نخواهد بود. لوماکس چون همواره در جست‌وجوي پيروزي بود، خود را نيازمند دستاويزي مي‌يافت که در بسياري از موارد در دستان شيطان بود. پس او با پرداخت تاوان اطاعت از شيطان، به پيروزي که در پي آن بود، دست مي‌يافت.
شيطان به لوماکس و در حقيقت به انسان مي‌فهماند که او اشاره کرده و وسوسه مي‌کند، ولي امر يا نهي نمي‌کند!؟ آن تنها کار خداوند است. شيطان مي‌گويد براي آن کاري که مي‌کني اهميت قائل هستم، ولي قضاوت نمي‌کنم. او با چنان اشاره‌اي به دقت به انسان مي‌آموزد که او تنها بخشي از آن چه را که انسان نيازمند است، داراست، و بخش ديگر همواره در اختيار خداست!؟

همان‌طور که شيطان مي‌گويد، او اسم‌هاي متعددي دارد؛ شيطان، اهريمن، لوسيفر، ابليس، ملک‌طاووس و...؛ ولي نبايد فراموش کرد که ماهيت او کم و بيش يکي‌ست. آن، وسوسه‌ي نهفته در هر انتخابي‌ست با قدرت گفتن «نه» به خداوند در هنگام گزينش‌ها. نه به اين معنا که با «نه گفتن» به همه چيز دست مي‌يابد؛ چراکه با گزينش پاسخ منفي، همچو هر انتخابي، همان‌طور که به چيزهايي دست مي‌يابيم، چيزي را نيز از چنگ مي‌دهيم. زيرا هر گزينش، همان‌گونه که دستاوردي را داراست، از تاواني نيز برخوردارست، که همان بهاي آن است. «نه گفتن» انسان به خداوند با توسل به شيطان تنها به معناي آن است که به او قدرت سرپيچي کردن و کتمان کردن اهدا شده است، و امکان تحقق چنين خلقتي در هستي به او بخشيده شده است، حتا اگر آن «عصيان» به بهاي تجلي تمامي زشتي‌ها و پليدي‌ها باشد!؟ اين حقي‌ست که خداوند با خلقت شيطان به انسان اهدا کرده است. تمامي لذاتي که شيطان از آن‌ها سخن مي‌گويد، هنگامي آفريده مي‌شوند که انسان اقدام به کامياب‌شدن از آن‌ها مي‌کند، و اين حقي است که با وجود اين که خداوند، انسان‌ها را از بسياري از آن‌ها نهي کرده است، ولي به همراه آن، حق «پاسخ منفي» به توصيه‌ي خود و عصيان‌نمودن را نيز به انسان عطا کرده است، و اگر غير از اين بود، انسان هرگز توانايي تفکر درباره‌ي آن‌ها را نداشت! آفرينشي که براي شيطان و گناهان نيز حقي قائل است و از اين روي به آنان موجوديت مي‌بخشد!؟ آن کس که در جست‌وجوي پيروزي قاطع يکي به نفع ديگري و پاک‌کردن جهان از پليدي‌هاست، هنوز درنيافته که اگر چنين گزينشي مصلحت بود، خداوند هرگز شيطان را نمي‌آفريد و او هنوز به معناي راز نهفته در آن پرسش شيطان به جد نيانديشيده است: «پس خداوند به چه سبب مرا آفريد»!؟

لوماکس خود را مي‌کشد تا بر شيطان وجودش مستولي شود و ماريان، گناهان خود را نمي‌بخشد، از آن روي «خودکشي» مي‌کند. دريغا، انسان براي «تنبيه» بخش شيطاني وجودش، راهي را برمي‌گزيند که آغازش به «رياضت» و غايتش به «مرگ» منتهي مي‌شود. پس خداوند لذت را به عنوان فديه‌ي قرباني به انسان هديه داد تا انسان با توسل به آن، غايت هستي‌اش، مرگ نگردد!؟
اما راز آن قرباني‌کردن تنها در غايتش نبود، بلکه در نيت و دستاوردهايش نيز نهفته بود. «انسان» براي آن که تمامي وجودش خدايي شود، خود را «قرباني» مي‌کند و با «مرگ» به زندگي خويش پايان مي‌بخشد. «او» به انسان فرمان مي‌دهد تا براي حقانيت اعتقاداتش، خود را قرباني کند. آن‌گاه «او» درمي‌يابد که انسان براي اطاعت از خداي درونش، خود را قرباني مي‌کند تا در نزد خويشتن ثابت کند اعتقاد به خدا برايش چيزي بيش از معامله است و از خود «ظن به نفاق» نسبت به خدايش را برطرف سازد، از اين روي مي‌خواهد به خويشتن نشان دهد که حاضر است تا پاي جانش نيز تاوان دهد؟ اما افسوس که فرجام آن اثبات، «مرگ» شد!؟ «او» که انسان را چنين يافت، «نيت» او را پذيرفت، ولي «عمل» و «نتيجه» آن را نپسنديد!؟ پس قرباني‌کردن خود را تنها در قالب دنيايي «مجازي»، مشروع دانست و از اين روي «مناسک» و «نمايش» پديد آمدند تا آن‌ها تنها عرصه‌اي باشند که نيات تحقق يابند، ولي اعمال و رهاوردهاي‌شان پس از نمايش برجاي نمانده و در گستره‌ي واقعيت موجوديت نيابند.

ماريان پس از برخورد با شيطان وجودش فروپاشيده شده و از خود منزجر مي‌شود و خودش را قرباني مي‌سازد. لوماکس براي مبارزه با شيطان، آيا مي‌بايست فرمان خداوند وجودش را مبني بر قرباني‌شدن همسرش بپذيرد؟! اين بار جان و زندگي لوماکس در ميان نيست، تا به قرباني‌شدن رضايت دهد، بلکه جان و زندگي عزيزي از اوست!! پس «او» بار ديگر به انسان فرمان داد و اين بار او را از قرباني‌کردن ديگري در راه خدايش منع کرد!؟ اما کدام يک از آن‌ها مي‌توانست حقيقت داشته باشد!؟ خداي او در جايي به او امر به قرباني کرده بود و در جايي ديگر او را از قرباني‌کردن نهي کرده بود!؟! هر دوي آن‌ها، فرامين خداوند بودند و ناديده گرفتن هر يک از آن‌ها، گناه و جنايتي بزرگ!؟ درحقيقت هر دوي آن‌ها فرمان‌هايي بودند که در نزد «او» با توسل به معناهايي مشروعيت داشتند که در پس فرمان‌ها بودند. هنگامي که شخصي خود را قرباني خدايش مي‌کند، به معناي آن است که درصدد اثبات اعتقاداتش در نزد خويشتن است. درحالي که، اگر ديگري را قرباني «خداي خود» سازد، به معناي آن است که اي واي بر او، جنايتي را مرتکب شده است!؟ از اين روي، آن دو فرمان با توسل به معنايي در محضر «او» پذيرفته شدند که اگر هر کس با ناديده‌گرفتن معاني‌شان، فرمان‌ها را به جاي آورد، ملعون شود. پس «نفرت» آفريده شد که به «نفرين» کشيده شود.

باري، پاره‌اي از آن بخش از وجود انسان که خدايي نبود، ولي لذت حاصل از آن، موجب تداوم زندگي مي‌شد و زين‌روي، تاوان بخش خدايي او را مي‌پرداخت، موجوديت يافت که چون بر بخش خدايي وجود انسان حسادت ورزيد، «شيطان وجودش» را پديد آورد. شيطان از ميان گزينش‌ها، «نه» را برگزيد و آن‌گاه تمامي «زشتي‌ها» و «پليدي‌ها» بر او نازل شدند و بار آن‌ها آن‌قدر بر او سنگين آمد که جهان را برايش تيره و تار ساخت!! شيطان که چنين خود را بازنده يافت، به انسان پناه برد تا با فريفتنش بر تنهايي خويش مستولي شود و به هر کس و هر چيز که رسيد «دشنام داد»، «گناه کرد» و «فريفت». «او» که شيطان را چنين درمانده يافت، او را نيز ناديده نگرفت، و به وي فرصت داد تا با پناه‌بردن به انسان، «بگويد»، «بشنود» و «انجام دهد»، آن‌چه را که «غم‌ها» و «رنج‌هاي» او را تسلي بخشد!؟! بنابراين، «مدارا» آفريده شد که صفتي «خداگونه» بود.

------------------------------------------------------------------------------------------------------

||::اين مطلب از وب سايت خزه با آدرس زير اخذ شده است .

www.khazzeh.com


نظرات

<<استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع بلا اشکال است>> 


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در جمعه هفدهم فروردین 1386 ساعت 23:8 موضوع نقد و بررسی و درباره فیلم | لینک ثابت


موتسارت

یک قطعه موسیقی بسیار زیبا از موتسارت

البته این قطعه آهنگ برای فیلم کارآگاه حیوانات با بازی جیم کری است .

3

DOWNLOAD


نظرات


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 17:14 موضوع | لینک ثابت


گلادیاتور

3

موسیقی فیلم کم نظیر گلادیاتور

به کارگردانی   Ridley Scott  

 با بازی  Russell Crowe  و Joaquin Phoenix

آهنگسازان :  Hans Zimmer ، Lisa Gerrard

DOWNLOAD 1

DOWNLOAD 2

DOWNLOAD 3

DOWNLOAD 4

DOWNLOAD 5

DOWNLOAD 6


نظرات

Copyright © 2007-2008 WWW.AlphaFilms.Blogfa.COM  All rights reserved


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 17:6 موضوع | لینک ثابت


دانلود موسیقی فیلم اشک ها و لبخندها

0

 

موسیقی فیلم حیرت انگیز اشک ها و لبخندها

 به کارگردانی رابرت وایز و با بازی جولی اندروز و ریچارد پلامر

دانلود 1

دانلود 2

 


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386 ساعت 16:45 موضوع | لینک ثابت


دانلود گوشه هایی از فیلم 300

سلام دوستان و همراهان گرامی

کسانی که مایل به دانلود گوشه هایی از فیلم توهین آمیز ۳۰۰ را دارند

از لینک زیر عکس اقدام نمایند .

حجم آن ۳.۲۰ مگابایت است و به مدت ۲:۵۶

300

300 DOWNLOAD


هفته نامه آمريكايي تايم در گزارشي از توليد فيلم ضد ايراني به بازتاب

 واكنش جامعه تهران درباره اين فيلم پرداخته و مي‌نويسد اين فيلم در تضاد

 با ديدگاههاي همه  ايرانيان است.

تايم در توصيف واكنش ايراني‌ها بالاخص تهراني‌ها به اين فيلم به نقل از

خبرنگار خود مي‌نويسد: همه تهران به خشم آمده است. هر جا كه رفتم

مردم با خشم درباره فيلم  300سخن مي‌گفتند.

"فيلمي كه كسي نديده است اما انگار همه درباره آن مطلع هستند.

زماني كه در صف خريد آجيل سال نو خورشيدي بودم، بخوبي درك كردم

 كه همه كساني كه در صف بودند، اعم از زنان خانه‌دار، نوجوانان و كارمندان

 يكي از نهادهاي دولتي نزديك فروشگاه همه خشم خود را ابراز داشتند".

اين هفته نامه نوشته است:حسي از موافقت جمعي با اين موضوع پيدا بود.

حسي كه در تهران بندرت مشاهده مي‌شود، هر كجاي ديگر كه رفتم از

دندانپزشكي گرفته تا گل فروشي، ايرانيها با خشم از تصويري كه اين فيلم

 ارايه كرده بود، ياد مي‌كردند. بدتر اين كه اين فيلم بطور مخفيانه از سوي

دولت آمريكا و به منظور آماده كردن اذهان عمومي مردم اين كشور براي

جنگ با ايران ساخته شده بود.

خبرنگار تايم به سوال يكي از بانوان ميانسال ايراني اشاره مي‌كند كه از وي

 پرسيده بود چرا اكنون اين اقدام صورت مي‌گيرد و توضيح مي‌دهد زماني كه

 به منزل بازگشتم مشاهده كردم كه خانواده خودم نيز همان حس و حال را

 دارند. خواهر همسرم در حالي كه پشت رايانه شخصي‌اش كار مي‌كرد

شكايت نامه‌اي اينترنتي علبه اين فيلم به مخاطبان خود در تهران فرستاد و

همسرم نيز كتاب سلطنت خشايارشاه را ورق مي‌زد و به من گفت كه

برعكس آن چه كه در فيلم 300 آمده است .

تايم تصريح مي‌كند: زمانبندي انتشار اين فيلم كه درباره تقابل "اسپارتا" و

امپراتوري ايران در يكي از جنگهاست، بدون شك زمان نامناسبي است. اين

 فيلم در اوايل نوروز، سال نو فارسي و زماني اكران شده كه ايرانيها با غرور

 و شكوه آن را جشن مي‌گيرند كه قدمتي سه هزار ساله و دوره قديمي‌تر

از اسلام داشته و مربوط به زمان زرتشتيان در ايران مي‌شود.

به نوشته تايم، ايران نخستين آيين يكتاپرستي را در آن دوران بنا نهاد.

در ادامه اين گزارش با اشاره به تعطيلات دو هفته‌اي نوروز عنوان شده كه

 "از اين رو كل مردم ايران براي مباحثه درباره اين فيلم با توجه به تقابل

كنوني ايران و آمريكا وقت كافي دارند براي مردمي كه به منطق دسيسه

توجه دارند  نشان از نيات پليد آمريكا دارد.

تايم با اشاره به واكنش مجلس به اين فيلم و محكوميت آن از سوي

نمايندگان ملت به همسويي نادر مردم و مقامات ايران در قبال اين مساله

 اشاره و مي‌نويسد كه واكنش سخنگوي دولت درباره اين كه اين فيلم

ساختگي و توهين به مردم ايران است جاي تحسين دارد.

اين هفته نامه با تاكيد بر ديدگاه مثبت و غرورانگيز مردم ايران از دوران

پادشاهي خشايارشاه نوشته است:مردم ايران از اين دوران به عنوان برگ

زرين تاريخ خود ياد مي‌كنند و نمي‌توانند درك كنند چرا چنين تصويري از

پادشاه ايران ارايه شده و پارسيان را با لباس پاره و ژنده و پادشاه بزرگشان

 را برهنه نشان مي‌دهد.

تايم تاكيد مي‌كند كه ايرانيها در آن زمان نخستين بيانيه حقوق بشر را

نگاشتند و با برده‌داري مخالف بودند. سنگهاي پرسپوليس، پايتخت ايران

باستان با بكار گرفتن كارگراني روي هم گذاشته شده كه به آنها مزد ارايه

 مي‌شد نه برده‌ها.

اين هفته نامه با استناد به تصاوير موجود در پرسپوليس نوشته است:

اگر در آن زمان   كساني لباس ژنده مي‌پوشيدند بطور حتم ايرانيها نبودند

و توزيع اين فيلم در ايران در حقيقت اقدامي از روي ناداني است .


همون طوري که مي دونيد سايت IMDB يکي از برترين سايت هاي فيلم در

 دنياست که ماهيانه مليون ها بازديد کننده داره....


 تو اين سايت  از 37 38 هزار رأي ، اين فيلم امتياز 8.3 از 10 رو کسب کرده که واقعاً شرم آوره........


از شما ايراني ها در خواست مي کنم برين و به اين فيلم حداقل رأي رو بديد تا امتياز فيلم بياد پايين....


اگه همه رأي بدن ميشه کاريش کرد....


البته برا رأي دادن بايد تو سايت عضو بشيد که برا حفظ آبروي ايران فکر نکنم کار سختي باشه.....


حتماً اين کارو بکنيد .... به هرکي هم مي شناسيد بگيد ....


اينم لينک فيلم سيصد در اين سايت:
http://www.imdb.com/title/tt0416449

http://themovie300.blogspot.com/

نظراتتون فراموش نشود

Copyright © 2007-2008 WWW.AlphaFilms.Blogfa.COM  All rights reserved


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در دوشنبه ششم فروردین 1386 ساعت 22:32 موضوع | لینک ثابت


دانلود موسیقی فیلم سینما پارادیزو + چشمان کاملا بسته + فرار بزرگ

موسیقی سینما پارادیزو به کارگردانی جوزپه تورناتوره و به آهنگسازی انیو موریکونه

0

دانلود 1

دانلود 2

دانلود 3

دانلود 4


موسیقی فیلم چشمان کاملا بسته به کارگردانی استاد فقید استنلی کوبربیک و به آهنگسازی ژاکلین پوک .

0

دانلود


موسیقی فیلم بسیار زیبای فرار بزرگ به آهنگسازی استیو مک کویین و جیمز گرانر و به آهنگسازی المر برنشتین .

3

دانلود


نظرات
Copyright © 2007-2008 WWW.AlphaFilms.Blogfa.COM  All rights reserved


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در یکشنبه پنجم فروردین 1386 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت


دانلود موسیقی فیلم مصائب مسیح + بابل + گوست داگ

موسیقی فیلم مصائب مسیح ساخته ارزشمند مل گیبسون

0

دانلود


موسیقی زیبای فیلم بابل به آهنگسازی گوستاو سانتائولالا که برنده بهترین موسیقی اسکار۲۰۰۷ گردید .

 به کارگرداني آلخاندرو گونزالس اينياريتو .

ذ

0

وي جايزه بهترين موسيقي متن براي فيلم کوهستان بروک بک را نيز به نام خود کرده بود .

دانلود


موسیقی فیلم گوست داگ به آهنگسازی هانس زیمر

0

دانلود


نظرات


Copyright © 2007-2008 WWW.AlphaFilms.Blogfa.COM  All rights reserved


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در یکشنبه پنجم فروردین 1386 ساعت 14:6 موضوع | لینک ثابت


دانلود موسیقی فیلم شب دهم

موسیقی فیلم شب دهم

شب دهم


 

 


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در یکشنبه پنجم فروردین 1386 ساعت 13:38 موضوع | لینک ثابت


دانلود موسیقی فیلم جنگ ستارگان+پلنگ صورتی+افسانه 1900+روزی روزگاری در غرب

موسیقی فیلم جنگ ستارگان به آهنگسازی جان ویلیامز .

00

جنگ ستارگان


موسیقی فیلم پلنگ صورتی به آهنگسازی هنری مانچینی .

0

پلنگ صورتی


موسیقی فیلم افسانه ۱۹۰۰ به کارگردانی جوزپه تورناتوره و به آهنگسازی انیو موریکونه .

1244

DOWNLOAD 01

DOWNLOAD 02

DOWNLOAD 03


موسیقی فیلم روزی روزگاری در غرب به آهنگسازی انیو موریکونه .

0

روزی روزگاری در غرب


نظرات

Copyright © 2007-2008 WWW.AlphaFilms.Blogfa.COM  All rights reserved


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در شنبه چهارم فروردین 1386 ساعت 8:59 موضوع | لینک ثابت


دانلود موسیقی فیلم حرفه ای + زیبای آمریکایی + شرلوک هولمز


موسیقی فیلم حرفه ای به آهنگسازی انیو موریکونه و با بازی ژان پل بلموندو

انیو موریکونه

حرفه ای


موسیقی متن فیلم زیبای آمریکایی

زیبای آمریکایی

زیبای آمریکایی


موسیقی بسیار زیبای فیلم شرلوک هولمز

شرلوک هولمز

شرلوک هولمز


نظرات


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در شنبه چهارم فروردین 1386 ساعت 8:39 موضوع | لینک ثابت


دانلود موسیقی متن فیلم محله چینی ها+ماسک زورو+مارشال پتن

موسیقی فیلم محله چینی ها به آهنگسازی جری گلد اسمیت و به کارگردانی

 Roman Polanski

و با بازی     Jack Nicholson  و  Faye Dunaway

محله چینی ها

دانلود


موسیقی فیلم ماسک زورو به آهنگسازی جیمز هورنر

ماسک زورو

ماسک زورو


موسیقی فیلم مارشال پتن به آهنگسازی جری گلد اسمیت

مارشال پتن

مارشال پتن 


نظرات

Copyright © 2007-2008 WWW.AlphaFilms.Blogfa.COM  All rights reserved


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در شنبه چهارم فروردین 1386 ساعت 8:21 موضوع | لینک ثابت


دانلود موسیقی متن فیلم شجاع دل+سربداران+خوب بد زشت ...

شجاع دل

شجاع دل


سر بداران


خوب بد زشت

آهنگساز انیو موریکونه


میم مثل مادر

آهنگساز آریا عظیمی نژاد


ولایت عشق

آهنگساز مرحوم بابک بیات


بوی ÷یراهن یوسف

بوی پیراهن یوسف 01

بوی پیراهن یوسف 02

آهنگساز استاد مجید انتظامی


از کرخه تا راین

از کرخه تا راین

آهنگساز استاد مجید انتظامی


نظرات

Copyright © 2007-2008 WWW.AlphaFilms.Blogfa.COM  All rights reserved


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در شنبه چهارم فروردین 1386 ساعت 8:1 موضوع | لینک ثابت