
کنستانتین ; روایتی از شیطان
سپاسگذارم از خداوند متعال
با سلام و عرض ادب به شما دوستان عزیز و همچنین پیشگاه ساحت مقدس حضرت دوست.
( دوستان بدلیل نداشتن فونت عربی آوردن برخی از آیات قرآن بدون اعراب است )
ماه ژولای سال 2005 , سینماهای آمریکا پذیرای فیلمی دیگر از کمترین ژانرفیلم هایی که در محوریت شیطان و روابط آن با انسانها و اجتماع انسانی , ساخته شده است . موضوعیتی که سال ها قبل " تیلور هکفورد " در فیلمی با نام "وکیل مدافع شیطان" ( با بازی آل پاچینو در نقش شیطان ) به زیبایی تمام به تصویر کشید و حضور شیطان در
زندگی انسان را با هنر تمام به منصح ظهور نشاند . و یا فیلمی که " الن پارکر" در فیلم "قلب آنجل" ( با بازی رابرت دنیرو در نقش شیطان ) باز پرونده شیطان را مفتوحه اعلام کرد . این چنین بن مایه ها یکی از جذاب ترین موضوعات برای کارگردان های هالیوودی و همچنین تماشاگران بوده که "مل گیبسون" حضور شیطان را در فیلم "مصائب مسیح" بسیار عالی جلوه داد به یاد بیاوریدنمای حضور شیطان در میان کاهنان یهودی فیلمی که پراز حاشیه بود بالاخص از طرف یهودیان جهان ولی خوب این تب وتاب هم از نفس افتاد و اثری ماندگار در کارنامه گیبسون ثبت شد و به جا ماند .باز کمی به قبل نگاه می اندازیم و میبینیم در سال 1976 "ریچارد دانو" با فیلم "طالع نحس" حضور شیطان را به شکلی
در فرم سینمایی اعلام کرد . هشت سال پیش از اینکه دانو طالع نحس را بسازد ,"رومن پولانسکی" فیلمساز لهستانی در سال 1968 "بچه رزمری" را کلید زد , فیلمی زیبا و درونگرایانه به یک خانواده و حضور شیطان در این امر . فیلمی که به نقش یک زن در یک خانواده که با شوهرش زندگی میکرد می پردازد که شیطان در فیلم رخنه کرده و موجب متزلزل شدن پایه آن خانواده می شود .
شیطان در سال 1926 باز هم در فیلمی به کارگردانی "مورنائو" با نام "فاوست" حضور داشت و همچنین فیلمی قدیمتر از همه اینها به نام "مرشد و گریتا" .
همانطور که اشاره شد موضوعیت شیطان و آخرت یکی از جذاب ترین و پر تماشاگرترین آثار میان علاقه مندان هنر هفتم است . حضوری که شیطان بر پرده نقره ای داشت , از اولین فیلم های تاریخ سینما تا سال های اخیر نمایان است چه در ایران و چه در اروپا و هالیوود .
کنستانتین را "فرانسیس لاورنس" جوان کلید زد و موضوعی را هم که در نظر داشت یکی از علایق جهانیان بود . فیلم از داستانی با همین نام به نوشته " کوین برادبین" اقتباس شده بود . حال کمی به روایت در فیلم می پردازیم .
فیلمنامه فیلم را میتوان پیشرو سبک کلاسیک دانست چرا که داستان در جایی شروع شده و در حالیکه به پایان میرسد در این بین بیننده را دچار تعلیقات و گره افکنی و البته در جاهایی هم به بیننده استراحت میدهد برای تفکر در وقایع اتفاق افتاده و همچنین بسته تمام شدن فیلم .
هجویاتی که در فیلمنامه وجود دارد را میتوان از علایق کارگردان پست مدرنیسم دانست همانطوری که در آتی ذکر خواهم کرد میبینید که کارگردان همانطور که در بحث دین جبهه خاصی ندارد در سبک هم دچار اختلال شده است . شاهد مثال های هجویات در سکانس هایی که ذکر کردم :
1) سکانسی که جان کنستانتین از رفیق خود اجناسی را میخرد که در آن بین وسیله ای وجود دارد که نام آنرا نفس اژدها میگوید _____هجو فیلم های ماورایی و تخیلی .
2) و یا سکانسی که جان آماده میشود که به جنگ دو رگه ها برود که ما جان را در حا آماده کردن خود و اسلحه اش به شکلی خاص میبینیم _____ هجو فیلم های جنگی و به طور اخص آرنولدی !
موضوع فیلم را به شکلی کلاسیک دانستم و دلایل خود را اینچنین ذکر میکنم که شخصیتی وجود دارد که پس از یک بار خود کشی در نوجوانی اش خدا به وی مرحمت کرده و آنرا بخشوده است , وی تلاش میکند که اجانینی را که در کالبد انسانها میروند پیدا میکند و آنها را به قعر جهنم میفرستد وی هیچ کس را در زندگی اش ندارد و زندگی اش را خالی از هر گونه عشق و محبت میبیند . تا اینکه سروکله پلیس زنی با نام آنجی در زندگی اش پیدا میشود که خواهرش خود کشی کرده , وی به نزد جان آمده که وی را کمکش کند و .... در پایان داستان هم زمانیکه شیطان , آنجی را میبرد خود جان , شخصا به کمک وی میرود .
کاظم راست گفتار در مقاله ای با موضوع سینما و سیاست چنین ذکر کرده بود :
" دو مرد در مقابل هم و موضوع مناقشه اغلب یا پول است یا زن ! "
همانطور که در فیلم میگویند حتما به سیاست و امور واقع در آن زمان دقت کند در این فیلم هم به عینه با سیاست شروع شده و با سیاست تمام میشود ( آمریکا ) !
شروع فیلم : " او کسی است که سر نیزه سرنوشت دنیا را در دست دارد
سرنیزه سرنوشت از زمان جنگ جهانی دوم مفقود شده است "
کنستانتین علاوه بر تمام زیبایی اش باز مثل دیگر فیلم های هالیوودی, آمریکا را نجات بخش جهان و جهانیان میداند و همچنین موضوعی که داخل در فیلم است _ دین و مذهب _ کارگردان اگر کمی هم از دریچه باز اسلام , به قضیه نگاه میکرد فیلم زیباتر و با مفهومی را ارائه میداد . نه تنها برخی از سکانس ها از دید اسلام قابل رد است حتی اگر از منظر مسیح و مسیحیت نیز به داستان نگاه کنیم میبینیم که در هیچ جای انجیل فرشتگان خداوند به خدا خیانت نمیکنند که در فیلم نشان داده میشود , گابریل ( یک نکته خیلی جالب در انتخاب این اسم بود اینکه گابریل همان نام لاتین جبرئیل است ) به پسر شیطان (مامون) کمک میکند که وی پدرش را که شیطان میباشد , دور بزند و بر جهان حکومت کند .
خیانت گابریل ( جبرئیل ) به خدا !!!
بله شیطان زمانی که قسم خورد و از خدا اجازه گرفت برای گمراهی بشر مگر مخلصین که در آیه زیر مشهود است .
" فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین "
و در سوره بقره آمده : " الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشا و المنکر "
خود میرساند که شیطان هدفش گمراهی و ضلالت است اما نه به شیوه ای که در فیلم نشان داده شد چرا که شیطان در فیلم حضور چندانی ندارد و موضوع فیلم حول پسر شیطان است ( که البته همین پسر شیطان هم از دید قرآن قابل رد است)
در اصل 17 کتاب قرنتیان , انجیل جهنم ذکر شده :
" معصیت های پدر تنها به وسیله پسر فراتر میرود مامون برای حکمفرمایی پدرش نمیتواند صبر کند و آرزوی پادشاهی خون و آتش دارد و ... "
البته این شیوایی و استحکام قرآن است که هیچ کس نمی تواند حتی آیه ای مثل آن بیاورد ولی در کتاب های دینی دیگر مثل انجیل دستبردن در آن بوده و است .
فیلم در رویکردش به دین در جاهایی از دید اسلام , در جاهایی از دید مسیحیت و قسمت هایی هم هیچ کدام , که اگر کارگردان کمی خوب عمل میکرد میتوانست فیلمی بسیار قوی از جنبه بن مایه ایجاد کند . خداوند در آیه 60 سوره "یس" میفرماید :
" الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوالشیطان انه لکم عدو مبین "
آیا عهد نبستید اولاد بنی آدم که شیطان را یندگی نکنید بدرستیکه شیطان برای شما دشمنی آشکار است .
سکانس های با مضمون آیه بالا در فیلم وجود دارد که خود جای خوشحالی است .
سکانسی را به یاد بیاورید که جان با گابریل در کلیسا گفتگو میکند و در جایی این صحبت بالا گرفته و در آن حال جان میگوید من کم اجنه از بدن افراد بیرون کشیدم , کم به کلیسا آمدم , کمتر از فلان قدر دلار در صندوق کلیسا انداختم ....
و گابریل در جوابش گفت که تمام این کارهایی را که کردی برای خودت بود نه برای خدا . این سکانس اشاره ای بسیار زیباست به شعر مولوی در صحبت عاشق و معشوق :
آن یکی عاشق به پیش یارخود
می شمرد از خدمت وازکارخود
کز برای تو چنین کردم چنان
تیرها خوردم در این رزم وسنان
مال رفت و زور رفت و نام رفت
بر من ازعشق بی ناکام رفت
هیچ صبحم خفته یا خندان نیافت
هیچ شامم با سروسامان نیافت
....................
گفت معشوق این همه کردی و لیک
گوش بگشا پهن و اندریاب نیک
کانچه اصل اصل عشق است و ولاست
آن نکردی اینچه کردی فرعهاست
گفتش آن عاشق بگو کان اصل چیست
گفت اصلش مردن است و نیستی است
تو همه کردی نمودی زنده ای
هین بمیر ار یار جان بازنده ای
کارگردان نماهایی از انجیل برداشت داشته بود مانند سکانس هایی که صحبت بسیار از شیطان و تسلطش بر جهان بود , کارگردان در برداشت هایی از فیلم گویی هیچ دید مذهبی به این مسئله نداشته و یا اینکه از تخیلات خود استفاده کرده مثل سکانس هایی که گابریل به خدا خیانت میکند و یا آخرین برداشت که جان به شیطان میگوید جان او را بگیرد و در عوضش روح خواهر آنجی را به بهشت بفرستد وشیطان پس از مکثی این کار را میکند .
از دید اسلام شیطان نمیتواند این کار را انجام دهد برای اینکه حق و اجازه و قدرت این کار را ندارد . شیطان همانطور که در سوره "نمل" بیان شده کارش داخل شدن به شهرها و گروه های انسانی است و فاسد کردن آنها اما نه بنده های مخلص خدا .
" فاذا دخلو قریه فافسدوها ... "
مولانا در گفتگوی شیطان با معاویه به زیبایی تمام به این مسئله پرداخته است که در زیر بخش از این شعر زیبا را آوردم :
قوم نوح از مکر تو در نوحه اند
دل کباب و سینه شرحه شرحه اند
عاد را تو باد دادی در جهان
در فکندی در عذاب و اندوهان
از تو بود آن سنگسار قوم لوط
در سیاه آبه ز تو هوردند غوط
مغز نمرود از تو آمد ریخته
ای هزاران فتنه ها انگیخته
عقل فرعون ذکی فیلسوف
کور گشت از تو نیابداو وقوف
بولهب هم از تو نا اهلی شده
بوالحکم هم از تو بوجهلی شده
ای بر این شطرنج بهر یاد را
مات کرده صد هزار استاد را
..............
یکی دیگر از سکانس هایی که بسیار زیبا است جایی است که جان به میدنایت میگوید که وی میخواهد روی صندلی بنشیند و به گذشته و آینده برود و در جایی که میخواهد بر صندلی بنشیند از میدنایت میپرسد که شرق کجاست ...
بله شرقی که از جهات فرهنگ , دین , هنر , فلسفه و ... جایگاه خاص خود را دارد .
با این سکانس به یاد جمله ای از جبران خلیل جبران افتادم که میگفت :
.... با گفتن این سخنان با ملاحان علامت داد و آنها بی درنگ شکان کشتی را رها کردند و مهارت ها و بندها را گشودند و به جانب شرق راه افتادند ....
که مقصود از شرق در اینجا عالم جان و روح است در مقابل جهان خاک , که عارفان از آن به غربت غربیه تعبیر کرده اند
( از کتاب پیامبر , جبران خلیل جبران , استاد حسین الهی قمشه ای )
تشکر میکنم از دوستانی که منت بر سر بنده نهادند و در پست قبلی بنده راهنمایی کردند و نظرات مفیدشون بابت این مطلب بسیار برای بنده حقیر راهگشاست .
برای دیدن تصاویر فیلم و لینک های عکس ها به ادامه مطلب مراجعه کنید
نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 14:22 موضوع نقد و بررسی و درباره فیلم | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
موسیقی و عرفان
من و ظهیرالدوله و .....
هستون , درگذشت !
آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنید
بابل و تاثیر متقابل فرهنگ شرق و غرب
سینما , موسیقی .... صحبتی از جنس عشق
استاد حمید عاملی هم ................................. رفت ...
استاد اکبر رادی هم رفت ...
نقد فیلم " بروس قدرتمند "
درباره وبلاگ

زندگی چیزی بود , مثل یک بارش عید , یک چنار پر سار , زندگی در آن وقت , صفی از نور و عروسک بود یک بغل آزادی بود , زندگی در آن وقت پر موسیقی بود ...
-----------------------------
خدا عشق است و عشق خداست . انسانی که در احاطه عشق باشد , در احاطه خدا نیز هست . این چیزی است که فتح قاطعیت نامیدم .
( اینگمار برگمان )
------------------------------
حقیقت همیشه زیبا و زیبایی همیشه حقیقت نیست , ولی حقیقت و زیبایی در نقطه ای با هم تلاقی میکنند و من در جستجو و طلب آن نقطه هستم .
( لودویک وان بتهوون )
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
*** کلوپ دانلود موسیقی متن فیلم ***
دانلود فیلم
نقد سینمای معنا گرا
زیرنویس فارسی و بدون سانسور فیلم
سینمای جهان
سینما
سیاره فیلم
سینما , سینما است ...
صداهای ماندگار
كشكول جوان
رنگ خیال
مارلون براندو , آخرین اسطوره بازیگری
رایگانت ( حتما عضو شوید )
سینما , در منطقه ممنوعه
در جستجوی حقیقت
مجله الکترونیکی هنرپیشه های قدیم و خواننده های ایرانی
عشق سه تار
دانلود فیلم های روز دنیا و جهان
شهر سینما
فیلم نگار
موج نو
دیزالو به من
مجله اینترنتی کارنامه
چیزی شبیه روزنامه
عاشقانه
توت کال
روایت های آسمانی
کافه
سینما 112
آرتیستون وبلاگ
نگاتیوهای سپید
عصر تصوير
آگراندیسمان
بدو بدو , بلیط سینما تموم شد
آرتاوریژ
صدا دوربین حرکت
نقد کوتاه
سینما ماورا
30Nema Is Cinema
POOH
انسانها و رویاها
ذهن زیبا
سینمای امید
دیشب یه فیلم دیدم
ویولون نقره ای
فیلم بازار
عکس هنرمندان
صبح نزدیک است ( وبلاگ رفیقمونه .... اگه اهل شعر هستید حتما سر بزنید که از دستتون میره )
چشم سوم
وحید عدالتی
سازها
عکس هنرمندان قدیمی ایران
نخستین وبلاگ تخصصی استنلی کوبریک
اینک میان دو هیچ
نی نامه
موسیقی در غربت
برنامه گلها
مهناز افشار
پیوندهای روزانه
انتشارات ماهور
انتشارات هرمس
ماهنامه هنر و موسیقی
سایت لوریس چکناواریان
سایت آکادمی هنری تهران
سایت علیرضا مشایخی
سایت استاد منوچهر صهبایی
سایت ارکستر ملل ایران
سایت کامکار ها
سایت آوای آزاد
نوشته های پیشین
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
طراح قالب
POWERED BY