و خدایی که در این نزدیکیست ....

         God Is Near

                               خدایا سپاسگذارم

سلام بر دوستان
قبل از این نقد , قرار بود نقد فیلم " شب بیست و نهم " را کامل کنم ولی فرصت را غنیمت شمردم و تحلیلی بر فیلم
" خدا نزدیک است " آوردم .

با بررسی و نقد فیلم  " خدا نزدیک است " در خدمت شما عزیزان هستم .

اولین فیلم بلند وزیریان , آخرین روزهایش را در سینماها به سر میبرد .
فیلم به لحاظ بار دراماتیکی در حد خوب ولی از دید کادرهای طبیعی و استفاده از طبیعت و نقوش آن بسیار عالی و

تاثیرگذار , فیلمی با مضمون عشق من الخلق الی الحق و رسیدن به لیلی حقیقی .


کمی قبل تر از اینکه له فیلم بپردازم کمی از سابقه هنری وزیریان میگویم تا تفکرات هنری وی در فیلم هویدا شود . جناب
آقای وزیریان فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشکده هنرهای زیبا است .کار قبلی وی که فیلمی کوتاه بود و در حوزه سینمای کودک  که با استقبال سینماگران اعم از داخلی و خارجی روبه رو شد . وزیریان طراح پوستر فیلم هاش مشهوری

چون :
۱ -  روبان قرمز (۱۳۷۷)
۲ -  آژانس شيشه اي (۱۳۷۶)
۳ -  تولد يك پروانه (۱۳۷۶)
۴ -  رنگ خدا (۱۳۷۶)
۵ -  مهر مادري (۱۳۷۶)
۶ -  پدر (۱۳۷۴)
۷ -  بدوك (۱۳۷۰)
۸ -  وصل نيكان (۱۳۷۰)
۹ -  افق (۱۳۶۷)
۱۰ -  ديده بان (۱۳۶۷)
۱۱ -  اجاره نشين ها (۱۳۶۵)
۱۲ -  دست نوشته ها (۱۳۶۵)
   

 بوده است که به زیبایی تمام آنها را ایجاد کرده است برای فیلم خود نیز چند پوستر

طراحی کرد که یکی از آنها سکانسی است که وقتی لیلی در کلاس درس میداد , رضا از پشت پنجره او را نگاه میکرده است . به روی پنجره عکس یک آدمکی نقاشی شده بود که چهره ای ناراحت و خسته داشت و از شکم آن آدمک , چشم رضا بدون هیچ باز و بسته شدنی خانم معلم را نگاه میکرد ....


این پوستر تداعی کننده این مصراع از شعر است که :
               چشم دل باز کن که جان بینی ....
  بله نادیدنی های جهان را باید از چشم جان تماشا کرد و برای دیدن فقط چشم مادی کافی نیست .
با این مقدمه میپردازم به اصل داستان چرا که تفکرات زیبای وزیریان بالاخص در رنگ بندی فیلم ایجاد حس کرده است .
شاید برای اولین اثر بلند سینمایی آن پختگی لازم بین نقش ها نبود و دیالوگ ها کم مایه ولی در کل اثری قابل تقدیر بود
چرا که بیننده را در پایان کمی به خود وا میگذاشت .


فیلم با یک فلاش بک شروع میشود که رضا آغازگر داستان است .
رضا ( بابک حمیدیان ) فرد مجنونی است ( در این مورد بعدا میگویم ) که در روستایی مسافر کشی میکند و مسافرها را
از راهی که با ماشین قابل تردد نیست به مقصد میرساند .
و با خانم معلم جدید مدرسه ( الناز شاکر دوست )  که تازه به آن ده آمده آشنا میشود .
رضا در اول فیلم عاشق لیلی میشود ولی لیلی در اواسط فیلم ازدواج میکند و رضا که فردی شیرین عقل بوده به حد اعلی
جنون میرسد و درپایان فیلم با دست حضرت ابوالفضل (ع) شفا میابد .
 همانطور که در باب زیبایی شناسی رنگ ها گفتم , مهمترین ویژگی فیلم استفاده بسیار قوی از ترکیب رنگ ها است ,
نوشتم طبیعت چرا که شاید نقاط عطف داستان در جنگل رخ میدهد , آشنایی بسیط این دو و صحبت هایی که در خلال حرف هایشان در باب تنهایی دل میزنند .
نماهایی که کارگردان و فیلمبردار با حرکات چپ و راست دوربین در جنگل ارائه میدهند و کادرهای زیبایی را ایجاد
میکنند مثلا با ورود دوربین به جنگل , درخت بسیار زیبایی را در سمت چپ قاب میبینید که رنگ برگ های آن تلفیق بسیار همگون و زیبایی است با زرد و نارنجی و تنه قهوه ای زیبای درخت و در زیر آن درخت سبزه هایی کم و بیش سبز , در سمت راست قاب درخت هایی و در بین این دو چاله آبی .


و همچنین رودخانه ای و مه بسیار ملایمی که در فضای قاب به چپ و راست میرفت .


فرم روایی فیلم در سه دوره خلاصه میشود :
دوره ای که رضا زندگی عادی خود را میکند ,
دوره ای که رضا با خانم معلم آشنا میشود و بعد به حد جنون میرسد ,
و سرآخر دوره ای که رضا رهایی از جنون و شفا یافتن را تجربه میکند که البته به لیلی حقیقی رسیده است .
بحثی را درا ول نوشته هایم آوردم مبنی بر شیرین عقل بودن رضا , به اعتقاد بنده در این قسمت کمی ضعف وجود دارد
چرا که پس از گذشت یک سوم از فیلم در صحبتی که بین مادر رضا و حاج یحیی ایجاد میشود , مادر رضا به حاجی میگوید که رضا شیرین عقل است و آنجاست که بیننده به فکر فرو میرود چرا که تا آنجای فیلم بیننده با رضا همگام بوده ولی از آن ( رضا ) حرکت و گفتاری مبنی بر شیرین عقل بودن نشنیده است .


در قسمت دوم فیلم , مگزریم و به دوران جنون رضا میرسیم . آنجا که عروسی لیلی را میبیند .

رضا مجنون , عاشق , ژولیده در کوچه پس کوچه های ده به دنبال لیلی خود میگشت و نام و نشان آنرا از هر کسی سوال

میکرد و به دنبال " خانه دوست کجاست .... "  بود .
این دوره بسیار کوتاه تر از دو دوره قبل و بعد است که البته مهمترین و بهترین سکانس ها در این طیف زمانی میگذرد
سوای بازی زیبای حمیدیان در این دوره کارگردان میتوانست این سکانس و دوره جنون را زیبا تر کند با داخل کردن کسانی که رضا با آنها رابطه معنوی و عشقی داشت . مثلا میتوانست حالات مادر و خواهر در صحنه ها را نشان دهد و یا نشان دهد که رضا با برادر شهید خود صحبت میکند و یا رضایی که در حالت جنون به سر میبرد چگونه با خدای خود راز و نیاز میکنه که بر بار دراماتیک صحنه افزوده میشد .


گفتم کارگردان میتوانست نقش خواهر رضا را به عنوان یک شخص بسیار تاثیر گذار نشان دهد ولی فقط خواهر وی در
دو سکانس نشان داده شد . بود و نبودش در فیلم و حرکت فیلم به سمت جلو هیچ تفاوتی نداشت .
 
             کسی کاو را تو لیلی کرده ای نام          نه آن لیلی است کز من برده آرام

رضا روز به روز حالش بد و بدتر میشد تا اینکه او را برای شفا یافتن به امامزاده بردند در آن سکانس حضرت عباس به صورت رضا آب میپاشد و به وی نان و نبات میدهد .
در این نما رضا در خواب میبیند که مادرش از وی جدا میشود و به سمت نور میرود و وقتی از خواب بیدار میشود ,
میبیند که مادرش فوت کرده است ...


این نما خوب در بیان حق مطلب ارائه نشده  درسته که مادر رضا  در تمام فیلم با فداکاریهایش و مهربانی هایش برای

رضا یک نیروی موثر بود و اینکه مادر رضا خود مادر یک شهید بود ولی فوت وی هم قدم موثری در فیلمنامه نداشت .
سکانس که رضا , آقا را در خواب میبیند به لیلی حقیقی دست پیدا میکند و عطش و له له زدن را گویی با یک عشق ناب
و حقیقی سیراب میگرداد .
لیلی پس از دوسال زندگی از شوهرش جدا میشود ....


قبل تر ذکر کردم دوره جنون رضا بسیار مهم و تاثیر گذار بود چرا برای اینکه باید در این دوره گذشت زمان را بیننده
احساس میکرد و به شکلی به بیننده القا میشد که دو سال از ماجرا میگذرد چرا که اگر اینچنین میشد , زمانی که لیلی به رضا میگفت که دو سال با شوهرش زندگی کرده , بیننده جا نمیخورد ....


 سکانس پایانی برای من خیلی زیبا بود :
یحیی با رضا در صحن امامزاده نشسته و صحبت از عشق و کربلا به میان می آید , خواهر رضا همراه با دخترش از
سمت راست قاب تصویر داخل میشوند و رضا که برایش از لیلی فقط یک سنجاق سر و یک دویست تومانی مانده بود , سنجاق را به سر خواهر زاده اش میزند .... خواهرش از وی جدا شده و زنی نزد وی آمده و طلب پول میکند و او هم آن دویست تومانی را به وی میدهد ....


رضا با موتور خود از صحن خارج میشود و دوربین خیلی نرم و سبک حرکت میکند و در بین گلها آن جعبه چوبی را که
رضا به پشت خود میبست برای اینکه تنش به تن نامحرم نخورد , نشان میدهد و کمی روی آن مکث میکند .
رضا در همان لحظه با لیلی رو به رو میشود , رضا به وی میگوید که دیگه تو اون خط کار نمیکنم و لیلی هم ذکر میکنه
که من هم در آن مدرسه کار نمیکنم ....
                          دوربین سرجای خود به پایین پن میکند  ..... 
                                                                                   ( تیتراژ فیلم )
                                                                                ( خدا نزدیک است )


اول فبلم بیننده را به یاد فیلم رضا موتوری می انداخت  در انتخاب نام رضا و مسافر کشی با موتور ( البته رضا در رضا موتری فیلم بر بود ) و همچنین در بعضی دیالوگ ها زبان
رضا میگیرد و یادآور بازی وثوقی در فیلم رضا موتوری است که در فیلم مزبور و در برخی نماها زبان وی نیز در ادای برخی کلمات میگرفت .

 در پایان قسمتی از " تمهیدات " عین القضات همدانی را می آورم که تمام فیلم را در خود خلاصه کرده است :

" ای عزیز به خدا رسیدن فرض است , و لابد هرچه به واسطه آن به خدا رسند فرض باشد به نزدیک طالبان .عشق , بنده را به خدا برساند . پس عشق ار بهر این معنی فرض راه آمد . ای عزی مجنون صفتی باید که از نام لیلی شنیدن جان توان باختن , .... کار طالب آن است که در خود جز عشق نطلبد . وجود عاشق از عشق است , بی عشق چگونه زندگانی کند ؟ حیات از عشق میشناس , و ممات بی عشق می یاب ... .


ای عزیز , ندانم که عشق خالق گویم و یا عشق معشوق . عشق ها سه گونه آمد , اما هر عشقی , درجات مختلف دارد :


عشقی صغیر است و عشقی کبیر و عشقی میانه .
عشق صغیر , عشق ماست با خدای تعالی ; و عشق کبیر , عشق خداست با بندگان خود ; عشق میانه , دریغا نمی یارم
گفتن , که بس مختصر فهم آمده ایم .

یا حق

( پست بعدی نقد و تحلیل فیلم بسیار زیبای " شب بیست و نهم " ) 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تصاویر فیلم  :

God Is Near

God Is Near 2

God Is Near 3

God Is Near 4

God Is Near 5

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پوستر فیلم :

Poster Of Films " God Is Near " 1

Poster Of Films " God Is Near " 2

Poster Of Films " God Is Near " 3

Poster Of Films " God Is Near " 4

Poster Of Films " God Is Near " 5

Poster Of Films " God Is Near " 6

Poster Of Films " God Is Near " 7

        با نظرات راه گشاتون کمک حالی برای پیمودن راه باشید  


 

نوشته شده توسط حسام ذکا خسروی در جمعه یازدهم آبان 1386 ساعت 16:12 موضوع نقد و بررسی و درباره فیلم | لینک ثابت